تبليغاتX
من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفاست - عاشقی دست من نبود


من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفاست

داستان جنگ نافرجام من با تنهایی

دست خودم نبود یهو عاشق خنده هات شدم

دست خودم نبود یهو دیوونه ی نگات شدم

دست خودم نبود یهو پاتو گذاشتی تو دلم

شدی تمام زندگیم ، می شنوی گله خوشگلم؟؟

دست خودم نبود که دنیام یهو شد تیره و تار

دلم که عاشق تو شد چشام شدن ابر بهار

به خدا دست من نبود تو قلبمو کردی اسیر

جونمو می کنم فدات اگه بگی واسم بمیر

دست خودم نبود چشات دله منو دیوونه کرد

دلم هوای گریه داشت عشق تو رو بهونه کرد

کاشکی می شد فقط یه بار قلبت صدامو می شنید

اون چشای مهربونت غمه نگاهمو می دید

اما بازم عشق منو توی نگاهم ندیدی

عاشقی دست من نبود کاشکی اینو می فهمیدی...

نوشته شده در ساعت 11:30 توسط زهرا کوچولوی خیلی تنها| |


Design By : Night Skin