تبليغاتX
من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفاست


من خیلی تنهام تو دلم خیلی حرفاست

داستان جنگ نافرجام من با تنهایی

 

اشعار پراکنده ام با صدایت اوج میگیرند گاه به عقربه

 

 های ساعت مینگرم؟؟؟

 

که یکی پس از دیگری هم دیگر را دنبال میکنند...!!!

 

میخندم؟؟؟؟!!!!.....

 

زمان چه زود میگذرد اما افسوس همه در خواب غفلتیم

 

دلم پر می کشد برای دیدن چشم های پاک و

 

معصومت...

 

اخه چرا من تو ی این همه کس تورا معشوق خود

 

یافتم؟؟؟

 

؟؟؟مگر تو هم دیوانه ای مثل من؟؟؟

 

خیلی دوستت دارم تنها ترین کلمه ها را برایت می اورم.

 

من عاشقی که علم اسانی نیست از سکوت صداقت تو

 

اموختم.

 

دوست دارم گریه کنم چون در این دنیای به این بزرگی

 

کسی نیست که بفهمد که چقدر دوستت دارم...

 

نوشته شده در ساعت 21:33 توسط زهرا کوچولوی خیلی تنها| |


Design By : Night Skin